آرمانآرمان، تا این لحظه: 19 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

آرمان روان

آرمان و سفر تابستونه

1392/5/30 15:29
نویسنده : ماماني
237 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستای گل آرمان جونم. بعد از یه تاخیر طولانی اومدم تا از تابستونمون بگم. امسال ما همراه بهترین و عزیزترین دوستانمون یعنی هم اتاقیهای نازنین دوران دانشجویی رفتیم سفر. چهارتا خونواده بودیم:

خاله سمیه و عمو وحید و پارمیداخانم خوشگلقلب

خاله سودابه و عمو شهرام و کیامهر جون جونیقلب

خاله آذر و عمو سروش و آروین گلیقلب

مامانی و بابا احسان و جیگمل ناز یعنی آرمان

بعد از یه توقف یه روزه تو شهر قزوین خونه خاله سمیه، رفتیم شمال(نمک آبرود). تو اون مدتی که اونجا بودیم همگی حسابی خوش گذروندیم. خوش که میگم یعنی خیلی خیلی خیلی خوش. پسر گلم تا تونست آب بازی کرد. هوا عالی بود و از شرجیهای همگی شمال خبری نبود.

حیف که هر سفری پایانی داره. بعد از شمال هم مدتی رفتیم اراک و بعد هم دوباره برگشتیم سر زندگی همیشگی. آرمان جونم که حسابی توی سفر بهش خوش گذشته بود وقتی رسیدیم یزد با یه حالت خاصی گفت: دوباره برگشتیم به زندگی مزخرفمونزبان

اینم چندتا از عکسهای سفر. البته طبق معمول همیشه آقا آرمان اجازه عکسبرداری نمیدادند و هرچی عکسه شکار لحظه هاست.

آقاآرمان در تنها عکسی که به دوربین نگاه کردن

گوگوجی خوشگل شیرین زبون(کیامهر)

پارمیدا خانم خانما

مامانی و پسرش

خانواده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان یگانه
31 مرداد 92 9:14
انشالله همیشه به گردش وتفریح.
خداراشکر که بهتون خوش گذشته.قربانت


مرسی عزیزدلم. شما همیشه به من لطف دارین.
مامان کیامهر
31 مرداد 92 12:42
واقعا عالی بود . شما چه عکسای خوبی دارین . واسه ما هم بفرستین.
بطور ویژه آرمانو بخاطر اون جمله نابش چلانیده کن


ممنون عزیزم. باشه حتما. می بینی خاله چقدر پسرم مودبه؟