آرمان لوس مامان
ديشب آرمان از بس شيطوني کرده بود و خسته شده بود ساعت 7 شب تو راه خونه مامان جون و باباجونش تو ماشين خوابش برد. موقع برگشتن دلمون نيومد از خواب بيدارش کنيم و قرار شد همونجا بمونه. ولي ساعت 5/12 با صداي زنگ خونه از خواب پريديم. بله پسر ماماني از خواب بيدار شده بود و بهونه خونه رو گرفته بود. از بس گريه کرده بود چشماش سرخ شده بود. وقتي ازش پرسيدم چرا اونجا نموندي با بغض جواب داد آخه تو رو ميخواستم. اميدوارم در آينده هم مامانشو بخواد.
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آرمان لوس مامان
