آرمانآرمان، تا این لحظه: 19 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

آرمان روان

پسر رازدار

1391/3/6 13:48
نویسنده : ماماني
353 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز جمعه بابا احسان و مامان جون تصمیم گرفته بودند برای مامان مهرانه تولد سورپریزانه بگیرند. هیچکس هیچی لو نداد تا عصر که وقتی من رفته بودم بیرون مامان جون به آرمان گفته بودن یه رازی رو میخوام بهت بگم. امروز تولد مامانته ولی نباید بهش بگی. پسرکم قول داده بود که هیچی به من نگه. وقتی اومدم گفت مامانی من یه راز دارم که نمیتونم بگم. منم خیلی اصرار نکردم. ولی پسرم دلش طاقت نیاورد و رفت دم در چشماشو بست و گفت امروز تولدته مامانی. بعدم انگار یه بار سنگینی رو زمین گذاشته باشه شروع کرد به جست و خیز و بازی. شب هم وقتی اومدیم خونه کادوهامو دیده و گفته مامان خوشگلم کادوهات خیلی قشنگه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

مامان کیامهر
10 خرداد 91 14:24
مامان مهرانه خانم تولدت خیلی مبارک .ایشالا 120 ساله بشی در کنار آرمان جون و احسان خان. ( رازداریه بچه به مامانش می بره
خاله محبوبه
25 مهر 91 20:35
یادش به خیر مهرانه جان.....قربونش برم عزیز دلم.
آرمان روان
27 مهر 91 7:51
همش به لطف تو بود محبوبه جون .خوش بحال اون روزها