آرمانآرمان، تا این لحظه: 19 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره

آرمان روان

آرمان خوش تیپ

پسر کوچولوی قانع مامان حاضر نمیشه لباس نو برای عید بخره. میگه مامانی مگه من بچه ام. من دیگه آقا شدم. همین لباسهام خوبه. ولی اگه لباس یا کفشی رو ببینه که عکس یکی از شخصیتهای محبوبش مثل بن تن، مرد عنکبوتی، مک کوئین و ... روش باشه، قضیه فرق میکنه. باید حتما اون لباسو داشته باشه. ولی کلا پسرم خیلی خوش تیپه. هرچی بپوشه بهش میاد. ...
17 اسفند 1390

آرمان آزمون داره

جمعه 28/11/90 ساعت 9:30 صبح آزمون پیش دبستانی داره. براش دعا کنید هر چی قسمتشه همون بشه. پسرم هر شب نیم ساعت درس میخونه که برای آزمون آماده بشه. ما کودکانیم شیرین زبانیم تنها و با هم کتاب میخوانیم ما در دبستان شادیم و خندان چون گل که دارد جا در گلستان گفتار ما خوب هر کار ما خوب با هر کسی هست رفتار ما خوب ...
26 بهمن 1390

آرمان آبادانی

آرمان و مامان همراه با خاله مهرنوش و مامان جون چندروزی به اهواز و آبادان سفر کردند. پسرم توی سفر خیلی خوب بود و اصلا مامانشو اذیت نکرد. ولی اصلا حوصله بازار اومدن و خرید کردنو نداشت. موقع برگشتن که می خواستیم سوار هواپیما بشیم  گریه میکرد و میگفت من سوار نمیشم آخه هواپیما سقوط میکنه. ولی وقتی سوار قطار شدیم خیلی ذوق کرده بود. در کل بهش خیلی خوش گذشت. به مامانشم خیلی خوش گذشت. ...
23 بهمن 1390

آرمان و کلاس تست

واقعا عجب روزگاری شده. آرمان کوچولو با این قد و قواره از هفته دیگه(8 بهمن) بعدازظهرها از ساعت 4 الی 6 باید بره کلاس تست.برای اینکه واسه آزمونهای ورودی پیش دبستانی آماده بشه. آخه بچه تو این سن و سال از این چیزا چی می فهمه. کاش بجای این چیزا بچگی کردنو یادشون میدادن. ...
6 بهمن 1390

آرمان مدرسه اي

آقا آرمان از اول مهر ميره پيش آمادگي. پسرم صبحها زورکي از خواب بيدار ميشه و با چشمهاي بسته لباس مي پوشه. روپوشش خيلي بهش مياد. خيلي با روپوش خواستني ميشه. شعرهاي خيلي خوشگل ياد گرفته که از زبون اون شيرين ترم ميشن. وقتي سوره توحيد رو ياد گرفت بجاي لم يلد و لم يولد مي گفت من يلم تو هم يولد ...
5 بهمن 1390

لینا لوله ای

پسر کوچولوی ما عاشق پفکه. جند روز پیش میخواست به من بگه که پفک لینا داریم یا نه. گفت: مامانی، لینا لوله ای با رنگ طبیعی و روغن بدون ترانس داریم؟ ...
26 دی 1390

آرمان بازیگوش

چند روز پیش آرمان دفتری رو که توش مفاهیم و موضوعاتی رو که به بچه ها یاد میدن توش مینویسن تا مامانا با بچه ها بیشتر تمرین کنن، آورده بود خونه. این هفته در مورد نفت و سوخت باهاشون کار کرده بودن. وقتی ازش پرسیدم نفت چطوری بوجود میاد؟ یه نگاهی بهم انداخت و گفت: از تو دل مامانش     ...
18 دی 1390